تبليغاتX
( شــــب بــــــارانــــی )

( شــــب بــــــارانــــی )

سلام به همه ی دوستای مهربون و با معرفتم .

از اینکه توی این چند ماه فراموشم نکردین و سرزدین ممنونم . مخصوصا از آبجی رونیکای

مهربونم و هنگامه جونم که همیشه خیلی بهم لطف داشتن .

توی این چندوقت امتحانا و مشکلات دیگه ای که داشتم ، اصلا مهلت اینکه به نت سربزنم

رو برام نگذاشت . مثل همیشه دلم برای تک تک دوستام خیلی تنگ شده بود .

و واسه سرزدن بهتون روزشماری می کردم . ایشالا که بتونم لطف همتون رو جبران کنم .

متن پایین رو بخونین و نظراتتون رو برام بنویسین .

فدای هموتون

+نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت0:15توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

                                              عشق

عشق یعنی داشتن بهترین آرزوها برای کسی که عاشقش هستیم .

وقتی کسی که عاشقش هستیم ، از ما جدا می شود به عنوان یک انسان باید به

 خواسته ی او مبنی بر جداشدن احترام بگذاریم .

اگر آن ها راهی را که می خواهند بروند ، جدای راه ما باشد عشق نمی تواند آن ها را

وادار به برگشتن کند . پس بهترین آرزوها را در طی این راه و طریق برای آن ها بکنید .

شاید فکر کنید که خیلی خوب می شود که اگر آن ها برگردند ، اما عشق واقعی آزاد

گذاشتن آن ها برای انتخاب است .

عشق یعنی ارزش قائل شدن برای آزادی آنان ، تکامل یافتن و از خوش حالی آن ها 

لذت بردن بیش از لذتی که شما از بودن با آن ها دارید .

اگر شخصی که شمارا ترک کرده ،  جایی در قلب شما دارد می توانید با زنده کردن

خاطرات از آن زمان ها لذت ببرید .

ولی فراموش نکنید که عشق یعنی آرزوی بهترین چیزها برای دیگری !

+نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت0:14توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

سلام بچه ها. خوبید؟؟؟؟

من دوست غزالم. غزاله فعلا به خاطر امتحاناشو مشکلای

دیگه ای که داره نمیتونه بیاد نت و بهتون سر بزنه.شما لطف

داشتید که توی این چند وقته غزاله رو فراموش نکردید... هر

وقت بتونه حتما پیش همتون میاد.

شاد باشید...

+نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت20:50توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

 

سادگی مرا ببخش که خویش را تو خوانده ام

                                                                            بـــــرای برگـــشتن تو به انتـظار مانده ام

سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام

                                                                          تورا به انگشتر شعر مثل نگین نشادنده ام

به من نخند و گریه کن چرا که جز نیاز تو

                                                                          هرچه نیاز بود و هـست از در خانه رانده ام

اگر به کوتاهی خواب ، خواب مرا سایه شدی

                                                                         به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

گلوی فریاد مرا سکوت دعوت تو بود

                                                                       ولب من این سکوت را به قصه ها رسانده ام

دوباره از صداقتم دامی برای من نساز

                                                                       از ابتدا دســـت تو را در این قمـــار خوانـده ام

گناه از تو بود و من نیازمند بخششت

                                                                       چــــرا که من دست تـــــو را ز خــود نرانده ام

گناهکار هر که بود کیفر آن مال من است

                                                                       به جـرم آن داغ عـطش بر لب خود نشانده ام

                     

پی نوشت ۱ :فرارسیدن سال جدید رو به همه ی دوستای گلم تبریک می گم .

آرزو می کنم این سال ، سال رسیدن به آرزو های قشنگتون باشه .

پی نوشت ۲ : خیلی دوستون دارم . همیشه شاد باشین .

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت18:10توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

دوستای عزیزم سلام! خوین؟؟؟

از این که این چند وقت تنهام نذاشتین ممنونم . و از این که بهتون سرنزدم معذرت می خوام .

این چند هفته بدترین روزای زندگیم بود .پنجشنبه ی هفته ی قبل بابابزرگم عمل قلب داشت

و بعد از عمل به هوش نیومد و فوت کرد.... من عاشق بابابزرگم بودم . نمونه ی

یه انسان کامل بود .من همیشه قشنگ ترین و بهترین خاطره هامو با ، بابابزرگم داشتم.

همیشه بهم اعتماد می کرد و جرات می داد که خودم تجربه کنم و از زندگی درس بگیرم...

 بابابزرگ خوبم : همیشه دوست دارمو یاد و خاطرت همیشه باهامه بگذریم .....!!!

سه روز پیش همین پنج شنبه ی گذشته هم داشتم با دوستم می رفتم خونه که تصادف کردم .

موتور زد بهم !!! یعنی بگین من یکم شانس داشته باشم ، ندارم!!!

حالا خوانوادم کم ناراحت بودن ، منم که این جوری شدم!! حالا خداروشکر آسیب جدی

 ندیدم فعلا باید استراحت کنم .

خلاصه این جوری شد که نتونستم بهتون سربزنم . بازم شرمنده .

به همتون حتما سرمیزنم . راستی نظراتتون رو تو پست پایین بدین ممنون میشم .

خــــیــلی دوســتون دارم .

فعلا

+نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت16:0توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

                                 

سلام صیاد ، ای یکی یکدانه سرو گلستان دلدادگی ، تولدت مبارک.

 بزرگ شدی قهرمان . تو بزرگ شدی و من کوچک ! زمستان را خجالت دادی ، بهمن را

سرافراز کردی ، آن عدد را تا ابد شرمنده ی خودت کردی !  تولدت مبارک !

 خوش اومدی !قدم روی چشم  آن عدد گذاشتی که تولدت رو با آن ساختی ، لطف

کردی که دستی برسر ماه دوم زمستان کشیدی .  تولدت مبارک .

خوب بهمن را بهشت کردی  ، چه اقبالی داشت فصلی که تو تحویلش گرفتی . چقدر

مهربانی که گذاشتی روزهای هفنه هر کدام یک سال مزه ی کیک تولد ترا زیر ساعت های

 نازنینشان سپری کنند . امسال منت سر شنبه گذاشتی ، تولدت مبارک !

من امروز به نیت گام نهادن تو به  بهار زندگی ، هزار بار خدای برگ های مسافر پاییزی را

سجده می کنم . هزار دسته کبوتر را آزاد می کنم ، هزار  گل را تقدیمت می کنم ، هزار بار

 بر آسمان دعایت می کنم .  هزار بار خوشبختی ات را از خدا میخواهم .

تولدت را عاشقانه به زمستان تبریک می گم  که اگر بهمن توی زمستان اتفاق نیفتاده بود،

 من هرگز اتفاق زمستان را توی تقویمم نمی گذاشتم.

بهار عاشقی من با تقویمی ست که اولین روز سالش تولدتوست  .

هزار بار بر روی برگ دفتر خاطرات هزار صفحه ای می نویسم : هزار بار بهتوان هزار بار

 تولدت مبارک .

پی نوشت ۱ : دوستای گلم عکسا باز میشه واستون؟

پی نوشت ۲ : ولنتاین رو به همه ی عاشقان و دوستای عزیزم تبریک می گم.

+نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت0:0توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

 ببخش .....

 ببخش ، اما نمی دانم چرا این بار من خواهی نخواهی در دل تو خانه خواهم کرد …!

برای فتح این قلعه ، تا زمانی ترک شهر و مردم و کاشانه خواهم کرد .

 ومن از دست خود…

ومن از دست خود ، از دست عشق تو ، تمام اهل این دنیا و شاید اهل این ویرانه را

دیوانه خواهم کرد . صدایت می کنم حالا همین  حالا ،  قسم خوردم که نامم را کنار

نام تو تا انتها نیز خواهم برد و از آن دور دست نقطه ی نزدیک ،  تمام سطر ، سطر

 عشق هایم را به تو افسانه خواهم کرد . ترا بین تمام نور چشمی های این خورشید

زرد سرکش مغرور ، یکی یک دانه خواهم کرد !

 هزاران بار دیگر باز می گویم ،  تو را با عشق خود ، با دست خود ، با قلب سرشاراز 

جنون خود شبی افسانه خواهم کرد .

تو زیبایی ، فقط دیوانه ام کردی ، ببین با عشق چشمت آخر سر من ، چه خواهم کرد . 

 

 

پی نوشت ۱ : ۱ بهمن تولد آبجی رونیکا جون و بهش تبریک می گم . آبجی جون امیدوارم

۱۲۰ سال زنده باشی و  همیشه تو زندگی موفق و شاد باشی . خیلی دوست دارم

عزیزم .

پی نوشت ۲ : ۱۹ بهمن آپـــــــم دوستای گلــــم . منــتظر حضور گرمتون هستم .

حتما بیاینا !!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت14:45توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

سلام به دوستای عزیزم .

آپ امروزم دوتا مناسبت داره ! اول این که تولد خودمه ! و دوم اینکه اول آذر هم تولد

یک سالگی وبلاگ جووونم بود که تصمیم گرفتم با تولد خودم باهم بگیرم!

وبلاگ جووونم تولدت مبارک . بهترین دوستی بودی که تو این یک سال تو غم ها و

شادی هام شریکم بودی . خوش حال بودم که همیشه یه چیزی هست که بتونم خیلی

راحت دردو دلامو توش بنویسم و آروم بشم . مرسی که این غم ها و شادی هامو درون

 قلب خودت جای دادی. بازم  وبلاگ جووونم تولدت مبارک!

         

و این متنم به مناسبت تولد خودم!!!

ای کاش شمع می توانست به جای جمع آب شود .  قشنگ ترین توِِِلد ، شاید شب آغازین

بی دغدغه ماندن در گهواره است . چرا که بعد از آن عمری سوختن و شریک شدن،  با

اشک چون فواره است و آخرش ، آرزوی رسیدن به نقطه ای ، در آن سوی سیاره است .

گمان می کنم ،  کسی هرگز تولد خود را نخواهد دید.

زیباترین تولدها تنها آنهایی است که در رویا برای کسی می گیریم و یا کسی برایمان

 می گیرد . ومن تمام آذر را در جایی دور ، پشت بوته های بی خار گل سرخ با دو سیب

سرخ که در آستانه ی افتادن به هم رسیدند ، وبا شمعی که از جنس گل سرخ است ،

تولد خواهم گرفت....

        

         

پی نوشت ۱: محرم هم دوباره اومد ! چه حال و هوایی داره این روزا . توروخدا دعا

یادتون نره!

پی نوشت ۲: happy new year!سال ۲۰۰۹ میلادیتون مبارک!

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت0:42توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

اول سلام به همه ی دخترای خوب و عزیزدل !

و سلام دوم هم به همه ی دوستای عزیزم.   همتون خوبین؟؟؟؟؟

 روز دختر رو که( فرداست) به همه دخترای گل و دوست داشتی تبریک می گم.

امیدوارم به همه ی آرزوهاتون تو این روز برسید .

وای!!! طبق معمول داشت دلم از دوریتون می ترکید!! به خدا این قدر درسا وقتمو گرفته که

اصلا فرصت هیچ کاری رو ندارم.!

شرمنده اگه بهتون دیر سر می زنم . من از هر فرصتی برای سرزدن بهتون اسنفاده می کنم!

در هر حال معذرت!

خوب آپ پایین خیلی کوتاهه . بخونین حتما!

منتظر نظرای زیباتون هستم!

پی نوشت ۱: خسته شدم این قدر امتحان دادم....!!هنگ کردم اساسی

پی نوشت ۲: شدید اعصابم خورده! رضایا از موسیقی خداحافظی کرد!!!

بچه ها رضایارو توی فرودگاه به جرم این که بدون مجوز می خونده می گیرنش!

رضایا هم از موسیقی خداحافظی می کنه. دیگه نمی خواد بخونه

پی نوشت ۳: بچه ها ۲۲ آذر آپم . بیاینا!!از الان گفتم که یادتون نره!!

+نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت22:46توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

 امشب کسی که ، خودش هم عین نامش غمگین بود ، از عشق سرخ به من آموخت که

گاهی انسان می گرید ، بدون آنکه چشمانش خیس شود! و تنها علامت گریه ، ترشدن

چشم نیست و من اندکی بعد از خودم ، دلتنگ شدم که کسانی که بی چشم خیس گریه

می کنند ابری ترند ،  سبک هم نمی شوند ،  دست و دلشان هم نمی لرزد ، اشک هم که

نمیریزند پس خیالشان ناراحت ترست .

برای او دعا می کنم ،  که مثل خودش باشد نه اسمش . جوری نیست که برایش نامه

بنویسم! این چند خط را هم محض شگفتی ام نوشتم از این مبتلا شدن!

 برایش تنها دعا می کنم . عزیز است ،چون سرخ است ، عین حقیقت و عین مقدساتم !

  

+نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت22:30توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

                                                        پاییز مبارک!

دیدی آخرش تابستان آن قدر غصه ی دوری ما را خورد ، که پاییز شد !!

چند وقتی است ، که آسمان هم به حال تنهایی ما اشک نمی ریزد! اما نمی دانم ،

چرا فکرمی کنم ، آسمان هم مانند ما عاشق دریاست!

فکرش را بکن ، که اگر آسمان و دریا به هم می رسیدند ،  چه اتفاقی برای ساحل و

 ستاره می افتاد . گرچه دریا خوشبخت تر است . دریا لااقل هر ثانیه یه عکس جدید

 از آسمان می بیند ، اما آسمان چه ؟

اگر هفت آسمان هم بگردی،  فکر می کنی یه عکس از دریا پیدا کنی ؟  معلوم است

که نه !! آن وقت آدم های عصر ما ، کسی را که عمری در کنارشان بوده اند ،

به بهانه ی هیچ ، به امان سرنوشت می سپارند و می روند پی زندگیشان .!!

نه عزیزم ، وقتی می گویم همه ، سریع با خودت جمع نزن ، تو همیشه خودت را از

همه تفریق کن ! اگه مثل همه بودی که ، راز رسیدن اما ماندن آسمان و دریا را برایت

نمی نوشتم !!

راستی ، از قدیم گفته اند و می گویند که پاییز فصل عاشقاست و آذر آتش گرفته هم

فرزند سوم همین پاییز بود ، که من را به این روز نمی دانم چه رنگی نشاند !

خلاصه عزیزم ، مهم نیست ، اصلا فدای سرت که یه تابستان دیگر گذشت و باز هم

معجزه نشد . به قول  خودت صبر را تا پاییز بعد شرمنده می کنیم !

شاید از بس رو سفید شدیم ، پاییز آینده جای باران ، برف در سرزمینمان ببارد .!!

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت14:40توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

    خیال نمیکردم که تو ، یه روز عزیز من بشی

  تو این غروب بی کسی ، راه گریز من بشی

به فکر من نمی رسید،  اصلا بدونی عشق چیه

اونی که دنبال همه ست یا اونکه عاشقت کیه

مگه میشه تورو دید و به تو از دورنگی ها گفت

تورو باید دید و به تو باید به تو از قشنگی ها گفت

مگه میشه که دروغ گفت ، به تویی که نازنینی

تو خودت می شناسی عشقو هر کجا اونو ببینی

خیال نمی کردم که تو یه روز همه کسم بشی

با من بی کس و غریب یه روزی هم قسم بشی

اصلا نمی اومد بهت که عشقو حتی بشناسی 

اما دیدم که مثل تو عاشق نمیشه هیچ کسی

                         

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت14:30توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

ســـــــــلام دوستای عزیز من.  خوبین دوستای گلم؟

وای این قدر دلم براتون تنگ شده بود ، که نگو ...!! 

بی نتی بد دردیه !!!  خدا نصیب هیچ کسی نکنه !

خیلی سخت گذشت بهم !  اما خدارو شکر با دعای شما  تلمون وصل شد.

از همتون ممنونم که تنهام نذاشتین و تو این چند وقت ، بهم سرمی زدین !

آپ پایین و بخونین و نظر بدین .

فدای همتون!

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت14:30توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |

ســــــلام بچه ها خوبـــین ؟!


من دوست غزاله هستم...خواستم بگم که تـلفن غزاله اینا قطع شده !!!!

فعلا نمیتونه بیاد نت

به من گفت که بهتون خبر بدم !!! نگران نباشین !!!

ببخشید چند نفر بیشتر رو نتونستم خبر کنم !!!

غزاله گفت ،تلشون وصل بشه حتما به همتون سر میزنه...از نظراتتون هم ممنون!!!

بای

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت14:46توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |