تبليغاتX
( شــــب بــــــارانــــی )

( شــــب بــــــارانــــی )

                                                        پاییز مبارک!

دیدی آخرش تابستان آن قدر غصه ی دوری ما را خورد ، که پاییز شد !!

چند وقتی است ، که آسمان هم به حال تنهایی ما اشک نمی ریزد! اما نمی دانم ،

چرا فکرمی کنم ، آسمان هم مانند ما عاشق دریاست!

فکرش را بکن ، که اگر آسمان و دریا به هم می رسیدند ،  چه اتفاقی برای ساحل و

 ستاره می افتاد . گرچه دریا خوشبخت تر است . دریا لااقل هر ثانیه یه عکس جدید

 از آسمان می بیند ، اما آسمان چه ؟

اگر هفت آسمان هم بگردی،  فکر می کنی یه عکس از دریا پیدا کنی ؟  معلوم است

که نه !! آن وقت آدم های عصر ما ، کسی را که عمری در کنارشان بوده اند ،

به بهانه ی هیچ ، به امان سرنوشت می سپارند و می روند پی زندگیشان .!!

نه عزیزم ، وقتی می گویم همه ، سریع با خودت جمع نزن ، تو همیشه خودت را از

همه تفریق کن ! اگه مثل همه بودی که ، راز رسیدن اما ماندن آسمان و دریا را برایت

نمی نوشتم !!

راستی ، از قدیم گفته اند و می گویند که پاییز فصل عاشقاست و آذر آتش گرفته هم

فرزند سوم همین پاییز بود ، که من را به این روز نمی دانم چه رنگی نشاند !

خلاصه عزیزم ، مهم نیست ، اصلا فدای سرت که یه تابستان دیگر گذشت و باز هم

معجزه نشد . به قول  خودت صبر را تا پاییز بعد شرمنده می کنیم !

شاید از بس رو سفید شدیم ، پاییز آینده جای باران ، برف در سرزمینمان ببارد .!!

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت14:40توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |