تبليغاتX
( شــــب بــــــارانــــی ) -

( شــــب بــــــارانــــی )

دوستای عزیزم سلام! خوین؟؟؟

از این که این چند وقت تنهام نذاشتین ممنونم . و از این که بهتون سرنزدم معذرت می خوام .

این چند هفته بدترین روزای زندگیم بود .پنجشنبه ی هفته ی قبل بابابزرگم عمل قلب داشت

و بعد از عمل به هوش نیومد و فوت کرد.... من عاشق بابابزرگم بودم . نمونه ی

یه انسان کامل بود .من همیشه قشنگ ترین و بهترین خاطره هامو با ، بابابزرگم داشتم.

همیشه بهم اعتماد می کرد و جرات می داد که خودم تجربه کنم و از زندگی درس بگیرم...

 بابابزرگ خوبم : همیشه دوست دارمو یاد و خاطرت همیشه باهامه بگذریم .....!!!

سه روز پیش همین پنج شنبه ی گذشته هم داشتم با دوستم می رفتم خونه که تصادف کردم .

موتور زد بهم !!! یعنی بگین من یکم شانس داشته باشم ، ندارم!!!

حالا خوانوادم کم ناراحت بودن ، منم که این جوری شدم!! حالا خداروشکر آسیب جدی

 ندیدم فعلا باید استراحت کنم .

خلاصه این جوری شد که نتونستم بهتون سربزنم . بازم شرمنده .

به همتون حتما سرمیزنم . راستی نظراتتون رو تو پست پایین بدین ممنون میشم .

خــــیــلی دوســتون دارم .

فعلا

+نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت16:0توسط غـزالـه (دخـتـر دریـایـی) |